امروز توی راه که می اومدیم بابام روزه بود. فکر کن داداشا طوری ببند نشدند که قبل ظهر بزنیم بیرون. اومدیم "رستم آباد" یعنی جنوب غرب اصفهان. نزدیک "بازفت" هست اگه بشناسید. البته قراره بریم سمت خوزستان. در امتداد کوه های زاگرسه یعنی مسیر. اینجا که امشب می مونیم خونه مردمه اجاره کرده ایم. هال بزرگی داره. یه قاب هایی هم به دیواره که خب نمی شناسمشون. یه حیاط کوچکی هم داره. فوققققق العاده هوا خنک و اصطلاحا "فرش" هست. اصولا جاهایی که قوم لر زندگی می کنند اصولا همین طور خنک و باصفاست. توی راه که می اومدیم از اصفهان از شهر "جونقان" هم رد شدیم. شهری هست که خانه یا قلعه ی سردار اسعد بختیاری درش واقعه. سردار اسعد توی قیام نشروطیت و فتح تهران نقش مهمی داشته. یعنی همراه با ستار خان و باقر خان. بعد ویو ی این خونه ی اعیانی که کوه های برفی و کوههایی با پوشش گیاهی، که در اصفهان اصولا کوهها پوشش گیاهی ندارند و فقط لرستان دیده بودم کوههای "مخملی" رو ولی این مناطق زاگرس هم گویا سرسبزند. خلاصه چشم انداز وسیع و هوای محشری داشت. گفتم ادم توی این اب و هوا خب باید هم دلیر و باصفا بشه. بعد یادم اومد که سردار اسعد در تخت فولاد اصفهان، تکیه ی میرفندرسکی به خاک سپرده شده. در واقع ظل السلطان برادر مظفرالدین شاه که حاکم اصفهان بوده امیر اسعد رو به کاخ ش دعوت میکنه و ناجوانمردانه اونو به قتل میرسونه. مقبره ی مرمرین بسیار زیبا و خاصی داره. با خودم گفتم بضی آدم ها هم بهترین جا زندگی کرده اند و هم بهترین جا به خاک سپرده شده اند. امشب یه هواپیما تو آسمون اینجا دیدم. دادتشم توی اپلیکیشن چک کر گفت از شارجه داره میره استانبول. اصولا یک مسیر هوایی که به موازات زاگرس هست.نمی دونم عشایر هنوز در قشلاق به سر می برند یعنی
برچسب: نویسنده: ماهان فرهادی تاريخ: سه شنبه 5 ارديبهشت 1402 ساعت: 23:28